نویسنده :
محمد مهدی - ساعت ٦:٤۸ ق.ظ روز سهشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠
امروز هم گذشت هنوز دو روز دیگه از روزهای بی تو بودن
از این روزهای وحشتناک باقی مونده …
تنهای تنها میون این همه آدم سخته!
دلم میگیره وقتی بهش فکر میکنم
وقتی نگاه می کنم وتا فرسنگها کسی را پشت و پناهم نمی بینم
خسته شدم از این همه لبخند زورکی از این همه بهونه الکی
ای کاش یه ذره فقط یه ذره شهامت داشتم اونوقت واسه پنهون کردن بغض تو گلوم
سرفه نمی کردم ونمی گفتم مثل اینکه سرما خوردم
اونوقت دیگه بهونه اشکام رفتن پشه تو چشمم نبود
نمی دونی چه حسیه دیدن اتاق بی تو
اصلا هوای خونه مسمومه وقتی تو نیستی
من به اینا کار ندارم دلم برای تو تنگ شده. . . .
← صفحه بعد